تبليغاتX
طعم گس

طعم گس

فرهنگی اجتماعی

چند روز پيش بیرون رفته بودم براي پياده روي و موسيقي گوش ميدادم. با شروع يك قطعه كه برام ياد آور خيلي ازخاطرات خوب گذشته بود، يادم افتاد كه من چه خطايي كردم و اسم و ياد چه كسي رو از ياد بردم . مرحوم،استاد حشمت سنجري.

چند سال پيش بود كه موسيقي برام تازه داشت مفهوم پيدا ميكرد و من مفتون و محسور فرايند شگفت آور خلق يك قطعه موسيقيايي بودم. فرايندي كه اغراق نيست اگر بگم انتزاعي ترين ساخته ذهن بشر است.

باري، به دنبال اين كشف مفهوم بزرگ سعي كردم از همه جا همه جور موسيقي گوش كنم. مدتي (كه تقريبا تا الان هم ادامه پيدا كرده، البته كمي ضعيف تر این اواخر) مجذوب آثار كلاسيك و هارموني بينظيرشان بودم. بعدترها بود كه به موسيقي ايراني هم علاقه مند شدم. همان اثنا در شب يلداي كيومرث پور احمد اسم حشمت سنجري را شنديم. و بعد هم كارهاي استاد رو پيدا كردم.

نظرم درباره استاد را در دونکته خلاصه میکنم:

۱- مرحوم سنجري تنها كسي بود كه توانست با موفقيت آثار ايراني هارمونيك بوسيله سازهاي اركسترال خلق كند.

۲- آثار استاد سنجري سرشار از شكوه هارمونيك و عظمت روح ايراني است.

از اينكه اسم استاد رو فراموش كرده بودم جداُ متاسفم.

در اينجا و به ياد استاد سنجري وبه جبران خطاي خودم خلاصه اي از شرح زندگي استاد سنجري (برگرفته از سايت خانه موسيقي و يادنامه آقاي محمود خوشنام درباره استاد) را مياورم.

يادشان هماره باقي و روحشان هماره شاد.

حشمت سنجری سال ۱۲۹۶ در تهران متولد شد. پدر او حسین از نوازندگان نام آشنای تار در زمان خود بود كه از شاگردان درویش خان، علینقی وزیری و مرتضی نی داوود به شمار می آمد. علاوه بر پدر، مادر حشمت نيز با نواختن تار آشنائی داشت و همين فضای هنری خانوادگی، او را دلبسته موسيقی ساخت و سرنوشت او را رقم زد. در مدرسه موسیقی به فراگیری تار پرداخت. پس از آن مدتی در گروه کر آواز کودکان هنرستان موسیقی کار کرد. در ادامه ساز ویولن را انتخاب کرد و نزد علینقی وزیری، روح الله خالقی و ابوالحسن صبا موسیقی را ادامه داد.

پس از پایان هنرستان در سن نوزده سالگی موسیقی کلاسیک غربی را انتخاب کرد و برای نواختن متدهای كلاسیك راهی كلاس سرژ خوتسیف (ویولن نواز مهاجر از روسیه و از استادان كنسرواتوار تهران) شد. سال ۱۳۱۷ به هنرستان عالی موسیقی راه یافت و نوازندگی را ادامه داد.
پس از آن به عنوان نوازنده ویولن ارکستر سمفونیک تهران مشغول کار شد. سال ۱۳۲۸ با اجرای كنسرتو ویولن بتهوون با اركستر سمفونیك تهران شد. آن زمان رهبری ارکستر تهران را پرویز محمود بر عهده داشت.همان سال ها رهبری ارکستر را نیز از محمود آموخت و سال ۱۳۲۰ به رهبری اركستر هنرجویان هنرستان عالی موسیقی پرداخت. سرانجام نیز در سال 1334 رهبری ارکستر تهران را بر عهده گرفت. سال بعد راهی سفری مطالعاتی آمریكا شد تا به تحقیق و تحصیل موسیقی بپردازد. او درعین حال همکاری خود با ارکستر سمفونیک را ادامه داد. سال 1336 راهی اتریش شد و به تحصیل در رشته رهبری ارکستر در آكادمی موسیقی و هنرهای نمایشی وین نزد هانس اسوروسكی (Swarovsky.H) پرداخت.
در ۱۳۳۹ به ایران بازگشت و رهبری اركستر سمفونیك تهران را كه موقتاً به هایمو توبیر ( Tauber.H) رهبر و آهنگساز اتریشی سپرده شده بود، در دست گرفت.

حشمت سنجری در کار آهنگسازی، درگير با مسائلی بود که در زمان او، ذهن همه آهنگسازان پيشرو را به خود مشغول می کرد. پرسش هائی که هنوز تا زمان حال نيز پاسخ هائی يگانه نيافته است:

- آيا می توان از همه شگردهای موسيقی نويسی بين المللی در کار آهنگسازی ملی استفاده کرد؟

- آيا می توان سازهای ملی و بومی را در اجرای آفريده های پيشرو به کارگرفت؟

دو آفريده عمده ای که از حشمت سنجری به جای مانده، نشان میدهد که تمايل و کوشش او بيش از هر چيز درآن بود که به رنگ و بوی موسيقی ملی اولويت بدهد و کاری نکند که طراوت های بومی اين موسيقی در لابلای شگردهای فنی بيی المللی از ميان برود. به همين جهت آن بخش از دستمايه های موسيقی ملی را زمينه کار قرلر می داد که سازگاری بيشتری برای بسط توسعه و ترکيب با شگردهای فنی دارند.

سنجری در "سوئيت ايرانی" که از پنج بخش تشکيل شده، کوشيده است تا ريتم های سرزنده رنگ های ايرانی را به کار بگيرد. اين بخش های پنج گانه عبارتند از: افق بيکران، دوحالت، رقص مضراب ها، رقص دايره، و اوج. در اين ميان رققص دايره به خاطر جاذبه های ريتميک، شهرت بيشتری يافته و بارها به وسيله ارکستر سمفونيک تهران اجرا شده است.

آفريده ديگر حشمت سنجری "رنگارنگ" نام دارد که در آن نيز ملودی ها و ريتم های موسيقی ملی، دستمايه قرار گرفته اند.
سنجری تا سال ۱۳۵۱ رهبری ثابت اركستر سمفونیك تهران را در دست داشت. در دوران رهبری او نوازندگان برجسته ای چون یهودی منوهین،رافی پتروسیان و ایزاک اشترن ارکستر تهران را در برنامه هایی همراهی می کردند. او در این سال ها همچنین به عنوان رهبر ميهمان به کشورهای ديگر نيز سفر کرد که می توان به رهبری ارکستر هایی در اتحاد شوروی سابق، لهستان، رومانی و ترکيه اشاره کرد.
سنجری در اوایل دهه پنجاه تا زمان انقلاب به عنوان سرپرست هنری تالار رودكی و مشاور وزیر به فعالیت ادامه داد و چندین اپرا و باله را رهبری كرد اما سرپرستی ارکستر به فرهاد مشکات سپرده شد. او رهبری اركستر مجلسی رادیو و تلویزیون ملی ایران را نیز به عنوان رهبر مهمان در چند كنسرت به عهده داشت.
پس از انقلاب سنجری دوباره رهبری ارکستر را به عهده گرفت و ده سال در این سمت به کارش ادامه داد. گر چه ارکستر در طول این سال ها فعالیت و برنامه های چندانی را به اجرا در نیاورد اما سنجری در حفظ و تداوم کار آن کوشید با وجودی که بسیاری از نوازندگان ارکستر پش ار انقلاب مهاجرت کرده بودند ارکستر را حفظ کرد و برنامه هایی با نوازندگان باقیمانده و چند نوازنده جایگزین ادامه داد. او تقریبا حدود دوازده سال رهبری ارکستر را در دست داشت و سرانجام در پاییز ۱۳۶۸ پس از اجرای کنسرتی به مناسبت چهلمین روز درگذشت مرتضی حنانه با اركستر سمفونیک تهران برای همیشه خداحافظی کرد. یکی از آشناترین و معروف ترین آثار سنجری تابلوی ایرانی یا سوئیت ایرانی است که بارها توسط خود او و رهبران دیگر ارکستر اجرا شده است.
از دیگر آثار او می توان به نیایش یزدان، سرود دانشگاه، سرود قهرمانان آسیا،رنگارنگ و... اشاره کرد. او چهاردهم دی ماه سال 1373 در اثر بیماری و کهولت سن درگذشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط محمدرضا م  |